![]() |
![]() |
|
| عکس هنری |
|
پیش آن سلسله مو مشت ما وا شده بود
وسط این همه کوه تیشه رسوا شده بود
همه بر ساحل عشق تشنه میرقصیدن
روح مرموز عطش مثل دریا شده بود
گر چه ای دف مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور قسمت ما شده بود
باز غوغا شده بود بهترین لحظه ی عشق با تو پیدا شده بود
دیدم آهریم شهر در شب کشتن خویش
آنقدر می زده بود تا آهورا شده بود
رفته بودن به برش پیراهن پاره کنن
یوسف از فرط جنون مست لیلا شده بود
باز غوغا شده بود بهترین لحظه ی عشق با تو پیدا شده بود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 14:31 توسط raze 1zan |
|
|
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال
تو این شبهای بنگر چگونه می افتی
چون برگی زرد یا سیبی سرخ
امشب آرزوهاتون و رو بال فرشته ها بزارین و تا رسیدنشون به آسمون دعا کنید صدای تجلی که به دلتون رسید ما رو فراموش نکنید.
(شبها همه قدر است اگر قدر بدانی) التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 4:23 توسط raze 1zan |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نویسندگان |
|
حامد raze 1zan |
|
RSS
|