![]() |
![]() |
|
| عکس هنری |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 16:0 توسط حامد |
|
|
ديروز ...
باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد ... بر بام خانه و اما امروز باز باران بي ترانه باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه مي خورد بر مرد تنها مي چکد بر فرش خانه باز مي آيد صداي چک چک غم. باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟ نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که ان کودک که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد... کجاي ذلتش زيباست؟ ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 1:12 توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نویسندگان |
|
حامد raze 1zan |
|
RSS
|